تیر ۲۳، ۱۳۸۹

فکر کنم

زنده‌ام که بدانم برای چه زنده‌ام.

۱۳ نظر:

  1. یا: حالا که زنده ام دوست دارم بدانم برای چه زنده ام...

    پ.ن. خوشحالم که اغلن کبیر بالاخره نوشت. به نظرم او می نویسد اگر چیزی برای نوشتن داشته باشد.

    پاسخحذف
  2. خوشحالم که یه خواننده ای داریم که به این دقت دنبال میکنه وبلاگ رو.

    پاسخحذف
  3. نفهمیدم برای چه زنده ام
    کاش بفهمم برای چه می میرم

    پاسخحذف
  4. الان بالاخره من نفهمیدم ، فهمیدی واسه چی زنده ای یا نفهمیدی ؟؟؟؟

    پاسخحذف
  5. نه دیگه تصمیمش رو گرفته که بفهمه!!
    حالا تا مراحل اداریش پیش بره طول میکشه!

    پاسخحذف
  6. @بی‌حس
    آره، مال تو هم قشنگه. از این‌که دنبال می‌کنی ممنون‌ام.

    @حمید(بادصبا)
    بنظرم تا ندونیم که واسه چی زنده‌ایم نمی‌تونیم مرگ خوبی رو رقم بزنیم.

    @الهام
    آره، از این‌که درک کردم احساس آرامش خاطر دارم و باید عرض کنم که درک این مهم باید توسط هرکسی شخصاً صورت بگیره.

    @ میچیکو
    البته حرف شما صحیح است، آدم وقتی بفهمه هدف چیه می‌افته دنبال کارهای اداریش.

    پاسخحذف
  7. @اغلن
    این خیلی خوب بود
    آفرین

    پاسخحذف
  8. @خاله
    خیلی ممنون. این چندوقته نبودم دلم واسه این‌جا تنگیده بود.

    پاسخحذف
  9. @اغلن
    خوشحالم اومدی خاله جان
    :)

    پاسخحذف
  10. واقعا همینطوره!
    همین که اینو فهمیدید نشان از بصیرتتونه...
    همین که بدونیم نمی دونیم خودش یعنی عذم جهل مرکب!
    اصلا دست گذاشتید روی نقطه ی ضعف من با این پستتان!
    می گویند هر چقدر هم بگردی بخوانی بفهمی آخرش آنطور که باید و شاید نمی فهمی چرا زنده ای و چه می شوی و چه بوده ای اصلا!ولی بالاخره همین که نقطه ای هم بفهمیم خوب است...اصلا ای کاش همه ی آدمها هدف زندگیشان را این سوال قرار می دادند اینجوری خیلی از کارها و خیلی از جنگها و خیلی از حرف ها نمود بیرونی نداشت!قبول دارید؟
    البته در این راه یک پیر هم می خواهی برای فهمیدنش که اگر آن پیر نباشد مثل من هرچه بیشتر فکر می کنی کمتر می فهمی و هی احساس خاصی بهت دست می ده که بعضیا می گن "پوچی!"...
    کلن پیچیدس!
    کلن خیلی خوب بود...

    پاسخحذف
  11. @سمانه
    خیلی ممنون بابت کامنت‌تون. بله من هم با شما موافقم. در مورد وجود پیر هم قبول دارم، می‌گن ترک این مرحله بی‌همرهی خضر مکن... ولی به هرحال کوشش بی‌هوده به از خفتگی‌ست.

    پاسخحذف