مهر ۰۵، ۱۳۹۰

شهریور ۲۸، ۱۳۹۰

شهریور ۲۷، ۱۳۹۰

غريب ها (6)

با آنكه مي داند هر لحظه مَرگش نزديك تر مي شود،
دست از بارور كردنِ ابرها بر نمي دارد،
درياچه ي غريب و تنها...

بازهم بلند شو

ایستادنِ کسی که زمینش زده‌اند
از کسی که به زور سرپایش نگه داشته‌اند
زیباتر است‌.‏

شهریور ۲۶، ۱۳۹۰

شهریور ۲۳، ۱۳۹۰

آوارگي آرزويم نبود...

در فصلِ آغازِ تگرگ،
تو بر روزگار درِ جنگ گشودي و
دل خانه خراب و تَن آواره ي دشت خواهش شد...

شهریور ۲۲، ۱۳۹۰

بوی ماه مهر

حالم چون آن مادر تنگدستیست
که پس از خرید کیف فرزندش
فهمیده بود
مغازه پایین‌تر همان را ارزانتر میفروشد

مثل با تو بودن

چه بسا کارهایی که به خاطر ترس از پایانشان
هرگز شروع نکرده‏‌ا‌م...

شهریور ۱۹، ۱۳۹۰