وقتی سرخی گونه هایت از سیلی شبانه است
حق می دهم برق نگاهم را به نور خورشید ربط بِدهی
فروردین ۲۷، ۱۳۸۹
فروردین ۲۶، ۱۳۸۹
عقده ی کودکی!
دو متر قد داره، رفته ردیف اول هم نشسته!
چرا ما باید تقاص عقده ای شدن تو رو توی مدرسه پس بدیم؟؟
چرا ما باید تقاص عقده ای شدن تو رو توی مدرسه پس بدیم؟؟
سفسطه
آدم ها دو دسته اند:
1 - دسته ای که در دسته 1 یا 2 قرار می گیرند
2 - دسته ای که در دسته 1 یا 2 قرار نمی گیرند
1 - دسته ای که در دسته 1 یا 2 قرار می گیرند
2 - دسته ای که در دسته 1 یا 2 قرار نمی گیرند
فروردین ۲۵، ۱۳۸۹
فروردین ۲۴، ۱۳۸۹
فروردین ۲۳، ۱۳۸۹
پسته دربسته
جرمش اين بود كه به هر كس و ناكس نخنديد
و قسمتي از بدن عريان نكرد
اينگونه بود كه گوشه نشين كاسه آجيل شد
و قسمتي از بدن عريان نكرد
اينگونه بود كه گوشه نشين كاسه آجيل شد
فروردین ۲۲، ۱۳۸۹
فروردین ۲۱، ۱۳۸۹
ای آزادی
وقتی نیستی ، سایه ام دو تا می شود : من و سایه ام !
شاید بخاطر همین ، شب ها ، بعضی ها از سایه ها هم می ترسند .
شاید بخاطر همین ، شب ها ، بعضی ها از سایه ها هم می ترسند .
زندگی
پس از این همه کلنگ کوبیدن با لباسی راه راه
دریافتم چاه کنی هستم
که از آسمان ، دایره ای کوچک از آن من است .
دریافتم چاه کنی هستم
که از آسمان ، دایره ای کوچک از آن من است .
فروردین ۲۰، ۱۳۸۹
اشتراک در:
پستها (Atom)