به کسی نگو
بهمن ۱۹، ۱۳۹۳
چون عشق فرمان دهد..
«در سرزمین خبرهای خوب»
باید به قاصدک ایمان داشت...
بهمن ۰۸، ۱۳۹۳
...
جای دو چیز همیشه میماند:
طعم لبانش،
زخم زبانش...
دی ۲۴، ۱۳۹۳
حتی اگر کم باشی
دوباره یافتنت شیرین است
چون اسکناسی
در پیراهنی فراموش شده...
دی ۱۸، ۱۳۹۳
...
از خاطرم نمیرود،
اویی که به خاطرش رفت...
دی ۱۳، ۱۳۹۳
؟
در آن هوا که تو باشی
در آرزوی چه باشم؟
دی ۰۹، ۱۳۹۳
ردکردگی (3)
چرتکه ام کو
چه کسی بود صدا زد دلدار
آشکارا
به وضوح وضوحمو از دست دادم
و این درد کمی نیست
آذر ۲۷، ۱۳۹۳
ردکردگی (2)
همه وسائل من دست ساز چین بودند
مرا معلم عشق تو آمریکا آموخت
آذر ۲۰، ۱۳۹۳
کاش
کاش کتاب بودم؛
هر وقت نمیفهمید،برمیگشت از سر خط.
آبان ۲۶، ۱۳۹۳
نیستی
تمام هستیام، نیستیهایت بود...
آبان ۲۴، ۱۳۹۳
مرگ...
چقدر زود مضارع هايمان ماضي ميشوند
آبان ۲۰، ۱۳۹۳
درد
درد را حدی اگر باشد خوش است...
...
بس که در دلم افتاد
از سرم نمی افتد
هوایش...
آبان ۱۵، ۱۳۹۳
ردکردگی
انجمن مرزبانان بدون مرز
مهر ۲۴، ۱۳۹۳
رویا
برم جایی که
نه تو باشی
نه من
چای مان را با تکه های ابر بخوریم
مهر ۲۳، ۱۳۹۳
لطف آنچه تو بنمائی
در دایره قسمت دورت بگردم
شهریور ۲۹، ۱۳۹۳
قمارباز و شانسش
حکایت مرگ و زندگی بود
به نیت جفت شش تاس ریخت
جفت بوس آورد
شهریور ۱۸، ۱۳۹۳
سرباز اوين
چهار پايه را كشيد
و به برگه مرخصي خيره ماند
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)