اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۹

ایستاده بودم ، همین !

بدو !
ولی وقتی دیدی داری گرد و خاک به پا می کنی وایسا
بذار همه ازت جلو بزنن !

۶۷ نظر:

  1. به به تو عمرم خوندن هیچ پستی اینقدر خوشحالم نکرده بود . چه پست زیبائی در چه موقع خوبی و از چه نویسنده والامقامی. عالی

    پاسخ دادنحذف
  2. يعني سيب؟
    :)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام به همه
    سلام خصوص به پارسا
    ببخشید

    پاسخ دادنحذف
  4. سلام به خاله قاصدك مهربون
    ممنون از اينكه بازم اجازه دادي خاله صدات كنيم
    خااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااله:)

    پاسخ دادنحذف
  5. خاله
    ما همه ديديم وايسادي ماهم وايساديم پشت سرت ولي اين زروان با اون رفيق بي مزش ميچيكو ازت جلو زدن.خيلي نامردن:)
    آقاي زروان خان ديدي خورشيد پشت ابر نميمونه.نگفتم اينقدر گرد و خاك نكن ؟ رو سياهي به ذغال مي مونه.

    پاسخ دادنحذف
  6. @م.پارسا
    خاله فدات شه
    موی سیخ شدت صاف شد ؟
    :)))

    @زروان
    از صبح هی پرسپولیسی بازی در آوردی هیچی بهت نگفتم
    باد و باران و طوفان و کولاک و ماه و مه و خورشید و داور و زمین و هوا به داد رسیدند تیم محترمتون با پنالتی برنده شد ، ای بابا ، مبارکتون باشه
    ما که بخیل نیستیم
    :)))

    پاسخ دادنحذف
  7. زيبا بود دستت درد نكنه راستي چرا امروز اينقدر كامپيوترا اوضاعش خرابه خاله يه UPS ميخوان نصب كننا ببين چيكار مي كنن

    پاسخ دادنحذف
  8. @ پارسا
    ای بابا نذاشتی دو روز مدیر باشیم ها خوب کردی ؟ تقصیر من و میچیکوی عزیزه که پرچم وبلاگ رو بالا نگه داشتیم در سخت ترین شرایط . ای نشکنه این دست که اگه بشکنه با چی تایپ کنم ؟
    @ قاصدک
    پرسپولیس قهرمان میشه خدا می دونه که حقشه به لطف یزدان و بچه ها پرسپولیس قهرمان میشه های (2 بار) لالای لای ...
    خاله شما هم بیا قرمز شو بارسائی که استقلالی نمیشه آخه

    پاسخ دادنحذف
  9. @زروان
    حیف که فاصله ی قانونی n کیلومتری رو رعایت کردی خاله جان
    وگرنه .....

    ;-)

    پاسخ دادنحذف
  10. عنوانش خیلی قشنگ بود.
    ایده پست خیلی جالبه ولی نتیجه گیریش منطقی نیس.دلیل خوبی واسه وایستادن نیاوردی.حتی اگه گرد و خاک کردن دلیل ایستادن باشه دلیل این نیست که بزاری همه ازت جلو بزنن

    پاسخ دادنحذف
  11. میتونی خیلی سریع بدوی ولی گرد و خاک بپا نکنی.بدون این که شلنگ تخته بندازی بدو.اون طوری کسی رو هم گرد و خاک نمیدی.بازنده هم نیستی

    پاسخ دادنحذف
  12. عمو زروان ديدي دنيا دو روزه؟ گفتم كه اين ميزا به كسي وفا نكرده.حالا دو روز مدير شده بوديا فكر كردي عزت و احترامي داري؟
    نه جونم نيگا كن عزت خداداديه

    پاسخ دادنحذف
  13. @رضا
    ممنونم از نظرت عمو
    ولی این ایستادن اختیاریه
    شاید ایراد جمله این باشه که بصورت امری بیان شده
    اینو به خودم گفتم
    در مورد خودم میتونم تصمیم بگیرم
    اما نمی تونم همه رو به انجام کاری مجبور کنم

    پاسخ دادنحذف
  14. @ م.پارسا
    خوب شد گفتی من این دو روز میز نداشتیم من میز می خوام :((

    پاسخ دادنحذف
  15. @م.پارسا ، زروان
    من اگه بخوام در یه موردی با هر دوی شما همزمان مشورت کنم چیکار باید کنم ؟
    لطفا یه راهی پیشنهاد بدید
    حوصله ی ایمیل بازی رو ندارم !!
    :(
    پارسا اگه هستی یه زنگ بزن 1201

    پاسخ دادنحذف
  16. عمو زروان
    عمرا.مگه خوابشو ببيني
    ديگه شده با چنگ و دندون اين مديره رو نگه مي داريم كه اين وبلاگ به دست نااهلان و نامحرمان نيوفته

    پاسخ دادنحذف
  17. @ قاصدک
    خاله راهش اینه که یک روم تو یاهو مسنجر درست کنیم و با هم حرف بزنیم .invite to confrence تو مسنجر رو باید انتخاب کنید و کسانی که آنلاین هستند رو دعوت کنید
    @ م.پارسا
    اگه زروان ساربونه میدونه میزو کجا به دست بیاره :))))

    پاسخ دادنحذف
  18. سلام علیکم جمیعا!
    البته احتمالا بازم منم و زروان!
    @قاصدک:
    ببین که اومده؟؟
    مرخصی خوش گذشت؟؟؟
    سلام علیکم یا مدیر یا مدبر!یا محول الحول والحوال!
    حول حالنا الا احسنا الحال!!!
    ربطی نداشت ولی... حالا!!!
    خوبی شما؟؟؟
    پارسا:
    چی شده دایی؟؟؟نبینم مریضت رو.من که هیچی ولی این مموتی خرته!

    پاسخ دادنحذف
  19. عجب پست با معنایی!
    به به!چه جالب.ولی ماشالا شما که عین بنز کلاس s همچین نرم میری و ویراژ میدی که...
    مائیم که مثل پیکان 56 وقتی راه میریم تمام دنیا میفهمه.

    پاسخ دادنحذف
  20. سلام به پسر خودم میچیکو
    خوبی خاله جان ؟

    :)

    پاسخ دادنحذف
  21. نه خاله جان خوب نبودم ولی شما که رو که خوندم خوب شدم!!!

    پاسخ دادنحذف
  22. ای خاله فدای اون "که" های مضاعفت
    :))
    چرا خاله ای ؟
    بگو ببینم

    پاسخ دادنحذف
  23. ميچيكو@
    مگه مي توني خاله رو بخوني
    خاله "خط سومه"
    نه خطاطش مي تونه بخونتش نه غير

    پاسخ دادنحذف
  24. ميچيكو از كامنت گذاشتنت معلومه چقدر خوبي:)
    چندتا كه ديگه مي نوشتي كه

    پاسخ دادنحذف
  25. ميچيكو من الان دارم نقش زروان رو بازي مي كنم برات.نه اينكه نيست .خب رفته يه چرت بزنه بچم ناهار دير خورده

    پاسخ دادنحذف
  26. @پارسا:
    شما هم اگه از صبح ساعت 5 میرفتی توی این آفتاب لامصب گرمسار "که" که هیچی بندری میزدی اینجا!!
    دارم از خواب و سر درد مرده میشم!!(راستی مانیا اومد ایران فهمیدی که؟؟؟
    (((:
    @قاصدک:
    هیچ خاله غم دوری بود که بحمدالله تموم شد!!

    پاسخ دادنحذف
  27. @م.پارسا
    میبینم که پا جای پای بزرگان میذاری
    میبینم که بدجور خودتو تحویل گرفتی
    یا به قول یکی از همکارا که همشهری نگاه هم هست :
    خیلی معطل خودتی !؟
    :)))
    خلاصه که میبینم داری نقش زروان کبیر! رو بازی می کنی
    :))))

    پاسخ دادنحذف
  28. @میچیکو
    تو چیکار به دختر مردم داری بچه ؟
    خب اومده که اومده
    یه بار دیگه از این فضولیا ازت ببینم خودت میدونی ها !
    فهمیدی یا نه ؟
    ;-)

    پاسخ دادنحذف
  29. @قاصدک:
    WHAT!!??
    شرمنده خیلی دارم گیج میزنم.منظورتون از اون دختره مردم کیه؟؟؟

    پاسخ دادنحذف
  30. آهان نقطه ضعف
    (آيكون يه 4ساله خبيث)

    پاسخ دادنحذف
  31. @پارسا:
    منظور تو رو هم از اینکه نقش زروان رو بازی میکنی نفهمیدم!!!
    (((((:

    پاسخ دادنحذف
  32. ميچيكو جان برو بخواب عمو...چيز دايي

    پاسخ دادنحذف
  33. @پارسا:
    حرف دهنت رو بفهم بچه!!!!
    میام اونجا فلفل میریزم به دهنتااا!!یه بچه 4 ساله با پسر عمه اش اینجوری حرف میزنه؟؟بذار وقتی تو هم خوابت میومد حالیت میکنم که اسکل یعنی چی!!
    (ارادتمند دایی بزرگوار هم هستیم!یه دو تا چک بزن تو گوش این بچه بذار مرد بشه!!)

    در ضمن چیه؟؟؟خب آبجیمونه!!باید بفهمم که چیکار میکنه یا نه؟؟

    پاسخ دادنحذف
  34. @م.پارسا
    حالا اگه بچه خوبی باشی و نگاه هم به این کم کاریاش ادامه بده ، برمی گردی به جایگاه قبلی خودت
    ولی جایگاه اول تثبیت شده است
    :)))

    جداً یه چیزی ، تا من این گوشی رو بر میدارم دو کلمه حرف بزنم اینجا اتوبان میشه !
    قطع که می کنم کل شرکت یهو میرن خونه هاشون
    من مانده ام تنهای تنهاااااا ها ها ها
    (آیکن گل پونه ها!)
    :(

    پاسخ دادنحذف
  35. الان باورتون میشه که اصلا یادم نمیومد که منظورت از مانیا کیه؟؟؟بعد از کلی فکر فهمیدم که آها اون و میگی!!!

    پاسخ دادنحذف
  36. هر چندو نه نزنش!
    مگه شما دایی ها ما رو انقدر زدید ما آدم شدیم که اون آدم بشه!؟؟

    پاسخ دادنحذف
  37. @قاصدک:
    خاله تقلید نکن دیگه!!این گل پونه ها دیالوگ من بودااا.

    پاسخ دادنحذف
  38. خواب بر ما مستولی شد!!!!
    ما رفتیم بخوسبیم!!
    تا فردا .شایدم شب.

    پاسخ دادنحذف
  39. @میچیکو
    به جون خودم نمیدونستم خاله جان
    آیکن رو می گم
    زیاد به مخت فشار نیار
    :))

    برو بخواب پسر گلم
    فقط یادم بنداز یه سوال ازت دارم

    پاسخ دادنحذف
  40. بپرس خاله!!!
    نمیذارن نامردا که بخوابم.

    پاسخ دادنحذف
  41. @میچیکو
    جدی تا حالا از داییت کتک خوردی ؟
    البته سوالم خیلی پررویی قاطیشه
    خودم میدونم
    خواستی نگو خاله

    ;-)

    پاسخ دادنحذف
  42. واي اين بدترين سوالي بود كه پرسيدي
    ميچيكو جون مادرت جواب نده
    منو از اينجا ميندازن بيرون
    حداقل اون مورد رو نگو

    پاسخ دادنحذف
  43. به خدا الان گريه ام ميگيره
    فكرشو بكن
    بشكنه اين دست

    پاسخ دادنحذف
  44. آقا فكر كنم خوابيد
    (درگوشي نوشت)خاله ديگه از اين سوالا نپرسيا

    پاسخ دادنحذف
  45. @م.پارسا
    چشم
    ;-)

    @میچیکو
    من سوالمو پس گرفتم
    ببخشید
    برو بخواب خاله ای

    پاسخ دادنحذف
  46. @م.پارسا
    اون پست رو که تو درفت هستش می خوای منتشر کنی ؟
    من متوجه معنیش نمی شم
    قبلش یه توضیحی میدی ؟

    پاسخ دادنحذف
  47. @پارسا:
    بگم بگم؟؟؟
    @قاصدک:
    بلی خاله جان!!کدومشون رو بگم؟؟

    من اینجا 2 ساعته منتظرم که بپرسی ولی نمیومد کامنت!

    پاسخ دادنحذف
  48. چرا؟؟بذار بگم تا آبروی این دایی بره!!

    پاسخ دادنحذف
  49. @میچیکو
    ما فکر کردیم خوابیدی
    الهی خاله فدات شه
    بمیرم الهی
    حالا هی دایی دایی کن
    بدون که هیشکی خاله نمیشه
    تهدید می کنه ، ولی هیچوقت تهدیداش عملی نمیشه
    حالا تعریف کن ببینم با جزئیات !

    (آیکون یه خاله که چشم پارسا رو دور دیده)
    :))
    جداً جرات نمی کنم بیشتر از این سوال کنم
    خودت خواستی بگو
    اگه نه که برو استراحت کن

    پاسخ دادنحذف
  50. @قاصدک:
    خاله قبلنا که جوون تر بودی جراتت هم بیشتر بودااا!!

    در ضمن اون درفت پارسا هم که کاملا مشخصه!توضیحی نداره.

    پاسخ دادنحذف
  51. هی روزگار!!
    بذار خود دایی خیلی خوب تعریفش میکنه!آدم اشکش جاری میشه!آخه چطور تونستی دایی؟؟؟!الان با بچه ات همچین کاری میکنی؟؟؟

    @قاصدک:
    خاله تا به حال دستت رو سوزوندی؟؟مثلا با گاز یا با اتو یا...

    پاسخ دادنحذف
  52. @میچیکو
    جوونیای من به سن تو قد نمیده الف بچه !

    :)))

    پاسخ دادنحذف
  53. @میچیکو
    پست رو آره
    البته زیاد خوشم نیومد
    نظر منه دیگه

    پاسخ دادنحذف
  54. منم که ادعای بزرگی نکردم!مادر جان.
    (((:
    نگفتی سوزوندی یا نه؟؟؟

    پاسخ دادنحذف
  55. با اینکه باید هوای داییم رو داشته باشم ولی به دل منم نشست.البته از پستهای من خیلی بهتره!
    قضیه همون من میگم نره تو میگی بدوشه فکر کنم!

    پاسخ دادنحذف
  56. داری چیکار می کنی میچیکو ؟
    من کیف و کتابم! دستمه منتظرم بگی و برم خاله
    الان تو شرکت تنهام
    :(

    پاسخ دادنحذف
  57. خوش اومدي :-)
    سوغاتي برامون چي آوردي قاصدك خوش خبر :*

    پاسخ دادنحذف
  58. من همسن الان پارسا شایدم کوچیکتر حدود 2-3 ساله بودم.دایی هم داشته لباس اتو میکرده،من هی میرفتم و میخواستم دست بزنم به اتو و اون هی من رو میزده کنار.تا این که صبرش تموم میشه و دست منو میگیره و میچسبونه به اتو(ااااووووفففف!!))):)آره دیگه خاله جون....از این موارد زیاد بوده!خواستی بازم هست.هم از خودم،هم از درد بی درمون.

    قربون داییه خشگل مشگل خودم برم که یه دنیا دوسش دارم.این که میگم دوستش دارم تعارف نیستا!نه!به خدا انقدر دوسش دارم که نگو...

    پاسخ دادنحذف
  59. @سرور
    الهی مادر فدات شه
    خودمو آوردم عزیزم
    چی از این بدتر ؟
    :))))

    پاسخ دادنحذف
  60. آره خاله جون !
    بمیرم واسه این مظلومیتم!

    پاسخ دادنحذف
  61. @حیاط خلوت:
    ببخشید اشتباه شد سرور:
    سلام معمار!
    ترکوندی که این همه درفت گذاشتی؟؟؟؟؟!!
    چه دل پُری!!

    پاسخ دادنحذف
  62. @ قاصدك
    خودتو عشقه :*
    خوب كردي اومدي انقد ذوق كردم ديدم پست نوشتي
    >:D<
    مرسي كه از بي سرپرستي درمون آوردي

    پاسخ دادنحذف
  63. @ ميچيكو
    رسيدن به خير! سلام حسن خان
    واخ واخ آدم زهره ترك مي شه چقد اينجا تحت نظري :دي به اين زودي ديدن درفت زدم ؟:))

    خب حقيقتش اينه كه من باز تا صبح خوابم نمي برد همينطوري كه داشتم تو دفترچه ام خزعبل مي نوشتم گوشه اش چند تا جمله به ذهنم رسيد كه يادداشت شد گم نشه اما چون اعتباري بهش نيست كه گم نشه و از طرفي زروان اينا رو تو درفت مي خونه منم بعضياشو گذاشتم اينجا كه اگه بعداً نظرم عوض شد پست كنم :دي
    همين
    خلاصه ما عين كف دستيم، آه ببين

    پاسخ دادنحذف