شهریور ۰۹، ۱۳۸۹

یا رب بلا بگردان!

میدانم همین شبهاست که مقدر میگردانی
برای عده ای ،سفره هایی خالی...
و برای عده ای تظاهر به علی وار زیستن را...

شهریور ۰۳، ۱۳۸۹

مرداد ۳۰، ۱۳۸۹

مرداد ۲۹، ۱۳۸۹

خودویرانگر

مستبدند خاطرات؛
ناخوانده جاخوش می کنند،
و ذهن را به برده گی می برند.
خوب می دانند شوریدن ِ تو، به مسلخ رفتن ِ خود ِ توست.

مرداد ۲۱، ۱۳۸۹

نا تموم

"کلاغه" سال هاست که به خانه اش رسیده
"قصه ی من" اما در دلم مانده به سر نمی رسد....

افطار


و چه شیرین است انتظار برای شنیدن صدای اذان
آنگاه که با قند لبان تو افطار میکنم !

میزبان ناخوانده!

خدایا
خسته شدم از مهمانهایی که ادعای میزبانی دارند
خودت کی از مطبخ بیرون می آیی؟

میهمانی خدا


اوس کریم ، علی الحساب یه چایی بده دست ما تا بعد !

مرداد ۱۳، ۱۳۸۹

اینجا که من هستم(9)

دلیل نوستالژی های ما دوست داشتن گذشته نیست،
نداشتن امید به آینده است!

زایمان غیرطبیعی

گلویمان آبستن فریادهایی ست
که متولد نشده، سقط می شوند

غم

غم چشمام
پيرم كرد

مینیمالیسم(2)

استاد مینیمال‏‏نویسی بود.
خواست غم هایش را بنویسد.
دق کرد.

مرداد ۱۲، ۱۳۸۹

بابا جان داد

از کلاس اول اون قدر بهمون گفتن:
بابا آب داد
بابا نون داد
الان که یه بابایی! شدیم واسه خودمون
بازم منتظریم که بابا آب و نونمونو بده...

مرداد ۱۰، ۱۳۸۹