مهر ۰۸، ۱۳۸۹

چه کنم ؟ (7)

خدایا !
صدقه ای هستم که
باید به دست کودک گرسنه ایرانی می‌رسیدم
ولی به دست یک مرد سیر لبنانی رسیده‌ام
چه کنم ؟

شهریور ۲۴، ۱۳۸۹

پر از خالي

کسی که هرگز نبوده جای خالی اش معنا ندارد
جای خالی برای کسانی است که بی بهانه آمده اند وباهزار بهانه رفته اند...

شهریور ۲۲، ۱۳۸۹

درد بی درمان

درمانده که بود از درد داد می کشید؛
دُردانه که شد، از بی دردی!
دردا! ز دردهای بی درمان.

منشور حقوق بشر

خوش آمدي
اما
نوشدارويي بعد از مرگ سهرابـــــــــــــ  و نداها

لحظه‌های شیرین

بیرازم از رویین تن شدن،
که لذت مرهم را از یادم می‌برد.

ارزشی


جلاد معتقدی بود ، موقع سر بریدن رو به قبله میکرد و بسم الله میگفت !

شهریور ۲۰، ۱۳۸۹

کفش زندگی

بند کفش‌هایش را گره می‌کنند، محکم.
و باز کردن با خود اوست.
هنوز نمی‌داند زندگی همین است:
برای‌ش گره می‌زنند و او در باز کردن‌شان تنهاست.