نمایش پستها با برچسب سيد. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب سيد. نمایش همه پستها
تیر ۱۴، ۱۳۹۲
آبان ۰۸، ۱۳۹۰
با این همه صدای سکوتت ...
شیرین بهانه بود
فرهاد تیشه می زد
تا باور نکند
صدای مردمانی را که
در گوشش می خواندند
دوستت ندارد...
مهر ۱۶، ۱۳۹۰
شهریور ۱۸، ۱۳۹۰
تو خالق من بعد از خدایی ...
این روزها
تنها آرزویم
مردن در سرزمینی است که
در آنجا متولد شده ام
در آغوشت ...
تنها آرزویم
مردن در سرزمینی است که
در آنجا متولد شده ام
در آغوشت ...
شهریور ۱۲، ۱۳۹۰
شهریور ۰۶، ۱۳۹۰
باران یعنی تو برمی گردی ...
باران یعنی
پیچش وهم آلود صدای تو
یعنی
تلقین ذکر اقرا باسم ربک
بر جسد خفته در گورستان اتاق
باران یعنی
تکرار هزار باره ی اسم تو...
مرداد ۲۶، ۱۳۹۰
به کسی نگو
من تا به حال از معجزه ی دستانت چیزی نگفته ام
دستهایی که خالی رو به آسمان می شود و
پر باز می گردد ...
+ برای مادرم
مرداد ۱۸، ۱۳۹۰
می سوازند مرا
پاییز که بیاید
با خیال راحت اسمت را فریاد می زنم
باران که ببارد
دیگر نگران گر گرفتن لب هایم نیستم ...
مرداد ۰۷، ۱۳۹۰
مرداد ۰۲، ۱۳۹۰
نوازش
در تاریکی شب
آن جا که چشم چشم را نمی بیند
بگذار آن نابینایی باشم که
با دستانش
خط تنت را می خواند !
تیر ۱۰، ۱۳۹۰
تیر ۰۸، ۱۳۹۰
خرداد ۲۲، ۱۳۹۰
خدایی و وحی میکنی ...
مرا شاعر خطاب میکنند
بی آنکه بدانند
عاشقانه های مرا تو سروده ای
من نیز پیامبرم
چون محمد
که سواد نداشت و قرآن می گفت
بی آنکه بدانند
عاشقانه های مرا تو سروده ای
من نیز پیامبرم
چون محمد
که سواد نداشت و قرآن می گفت
خرداد ۰۶، ۱۳۹۰
دلی که کرده هوایت ...
دکترها چه میدانند
از به سر کوبیدن های هشتاد باره ی دلم به قفس تنگش
که نبضش می نامند ؟
از به سر کوبیدن های هشتاد باره ی دلم به قفس تنگش
که نبضش می نامند ؟
اردیبهشت ۱۲، ۱۳۹۰
فروردین ۳۱، ۱۳۹۰
به دنبال تو
مثل آن كودك گم شده
دست به دامان زنان غريب اين شهر شده ام
كاش پشت حجاب يكي از آنها
" تو " را پيدا مي كردم !
فروردین ۱۵، ۱۳۹۰
بهمن ۲۷، ۱۳۸۹
بهمن ۰۶، ۱۳۸۹
دی ۳۰، ۱۳۸۹
اشتراک در:
پستها (Atom)