اردیبهشت ۰۱، ۱۳۸۹

چه می شد اگر


چه می شد اگر
جلادها هم مثل من طاقت دیدن خون را نداشتند


۲۶ نظر:

  1. سلام
    به زروان :
    1- جلاد اگه طاقت دیدن خون نداشته باشه که نمیره جلاد شه میره قناد میشه نه جلاد
    2- چه میشد اگر...؟ هیچی نمی شد . یه جوری شکنجه می کرد که خونی ریخته نشه... چون بالاخره جلاده
    3- می بینی م.پارسا؟ فردا که جنگ شد ما رو کی حساب کنیم پس ... جوونم جوونای قدیم...
    4- قشنگ بود...

    پاسخحذف
  2. چه میشد اگر زروان دکتر میشد :))

    پاسخحذف
  3. به سید :
    خیالت راحت وقتی بهش می گفتن :
    زروان بیا که سیدتو کشتن ... بحث رو عوض می کرد و نتیجه ی بازی اینتر-بارسلون رو جویا می شد ...چون طاقت دیدنِ ...

    پاسخحذف
  4. به سید :
    البته خدا نکنه ..
    دور از جون ...
    شوخی بود

    پاسخحذف
  5. @ قاصدک
    مرسی
    @ سید
    این من ؛ من نوعیه . من از دیدن خون نمی ترسم فقط دلم ضعف میره وقتی خون می بینم :)
    @ معمار آریائی
    1- نکته اش همینه دیگه اگه جلاد طاقت دیدن خون نداشته باشه کسی جلاد نمیشه. باز هم همون پارادوکس و دوره که قبلا بحثش رو کردیم
    2 و 3- رجوع شود به جواب کامنت سید این خون هم خون نوعیه
    4-نظر لطفته

    پاسخحذف
  6. @ معمار
    تو وبت اسم من و آوردی چیزی نگفتم ، من و کشتی چیزی نگفتم ولی از بارسلون چیزی نگو که زروان و میفرستم خونت و بریزه
    @زروان
    یدفه بگو این سید هم سید نوعیه و خیالت و راحت :))

    پاسخحذف
  7. @ سید
    سید که دیگه واقعا سید نوعیه . مگه سید غیر نوعی هم داریم ؟
    :)))

    پاسخحذف
  8. مثل اينكه مجلس پسرونست
    از خون مي ترسي؟
    نترس خون كه درد نداره:)

    پاسخحذف
  9. خو اونوخ هیچ جلادی بوجود نمیومد! اصن کلمه جلاد وجود نمی داشت!

    پاسخحذف
  10. @ پارسا
    خون درد نداره اگه مال خود آدم باشه اگه خون بقیه باشه درد داره بدجور هم داره
    @ آبجی خانوم میلاد
    آی گفتی
    @ پارسا
    نگاه منو میگه که زیبا هستم . تو چرا حسودیت میشه؟ حسود هرگز نیاسود

    پاسخحذف
  11. خیلی خوب میشد . می رفت تغییر شغل میداد!!!

    پاسخحذف
  12. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف
  13. این آبجی خانوم ما دهن وا میکنه در و مروارید میریزه بیرون.جمع کنین...جمع کنین

    پاسخحذف
  14. @زروان

    يه دوبيتي نوشتم توي جوابت ولي پاكش كردم احساس كردم كه جاي شعر نيست ولي كار تو رو دوست داشتم ولي كار من خيلي بهتر بود

    @پارسا

    تو زيبا نيستي زيباتريني
    غلامم

    پاسخحذف
  15. جلاد،‌جلاد نمي شه چون از خون نمي ترسه
    جلاد مي شه چون درونشو جلاد صفت بار آورده
    و وقتي درونت اين بشه ترستم از خون مي ريزه !

    ***
    خوب بود :-)

    پاسخحذف
  16. @ سعیده
    آره اگه دل جلاد شدن نداشته باشی و خون آدم برات ارزش دشته باشه جلاد نمیشی یا اگه باشی شغلت رو عوض می کنی
    @ نگاه
    معلومه که کار شما از من خیلی بهتر میشه شکی درش نیست
    @ حیاط خلوت
    مرسی . جمله من هم به نوعی خواسته همین نظر شما رو بگه . جلاد اول قباحت و زشتی ریختن خون انسان براش از بین میره بعد جلاد میشه

    پاسخحذف
  17. ببخشید پس میگیرم!
    سلام علیکم بر خودم!مثل همیشه کسی نیست.
    @زروان:
    نه دیگه نمیشه.جلاد هم مثل مرده شور میمونه اگه نباشه بالاخره باید یکی اون کار رو انجام بده!ییهویی هم دیدی افتاد گردن خودت.پس بهتره که باشه.

    پاسخحذف
  18. @ میچیکو
    اصلا چرا باید کسی کشته یا شکنجه بشه که نیاز به جلاد باشه؟ باز زندانبان اگه می گفتی یک حرفی ولی واقعا هیچ نیازی به جلاد نیست

    پاسخحذف
  19. فوبی خون داری زروان؟؟.... بیا خودم درمانت می کنم

    پاسخحذف
  20. فوبی چیه سارا؟ من گفتم که نمی ترسم از خون . این من نوعی و خون نوعیه . این هم چو بنداز پشت سرمون فردا بگن زروان از خون می ترسه :)))

    پاسخحذف
  21. چرا نگران شدی؟؟..... درمانش با امپول نیستا:)

    پاسخحذف
  22. بنده نه جلادم و نه دوست دارم که باشم . تغییر شغل برای اونهاییه که به اجبار جلادند .

    پاسخحذف