بهمن ۱۷، ۱۳۸۸

قرار

يك بار دگر آمدي و خانه نبودم
خورشيد زد و مست به ميخانه نبودم
آن قول و قراري كه نهاديم در آن روز
بگذار در كوزه كه اينكاره نبودم

۵۷ نظر:

  1. سلام
    اگه ميشه نقد كنيد
    هم فني
    هم محتوايي

    پاسخحذف
  2. سلام پارسا
    به جون خودم می دونستم امروز صبح آپ می کنی

    پاسخحذف
  3. باز این جی میل ها ترکید !
    نمی تونیم با اکانتمون وارد شیم
    چطوری آپ کردی بچه ؟
    راستی گفتم به بابات تبریک بگو گفتی ؟

    پاسخحذف
  4. سلام
    من هم نمی تونم وارد شم نه بی جی میل و نه به بلاگر.پارسا نه کوچیکه چهارساله شه راحت رد میشه.ولی جدن دست ما را هم بگیر پارسا جان

    @ پارسا
    از نظر محتوایی خوب بود شوخ طبعی جالبی توش بود.از نظر فنی هم خیلی سرم نمیشه ولی به نظرم کاره با خانه قافیه خیلی خوبی نیستند.حتی فکر کنم برخی از منتقدین قافیه این شکلی را قبول ندارند.

    پاسخحذف
  5. سلام خاله
    آخه ما از united states آپ مي كنيم;)
    گفتيم.

    پاسخحذف
  6. @پارسا

    سلام عزيزم خيلي خوشم اومد خيلي خوشحال شدم امروز ديدم يه رباعي گذاشتي خيلي موضوع خوبي داره خيلي هم قشنگه

    ولي چون خودت توي كامنت اول اجازه دادي من يه دستي ميبرم ببخشيد

    اگه من اين موضوع رو داشتم به اين صورت اين شعر رو مي گفتم البته باز جاي كار داره ولي فعلا براي دو سه دقيقه زمان بد نشده بازم عذرخواهي مي كنم

    يك بار دگر آمدي و خانه نبودم
    در دور طرب ساقي ميخانه نبودم
    آن قول و قراري كه نهاديم در آن روز
    بگذار در كوزه كه ديوانه نبودم


    البته به اين صورت هم ميشد گفت:

    اي كاش كه مي آمدي و خانه نبودم
    در دور طرب ساقي ميخانه نبودم
    آن قول و قراري كه نهاديم در آن روز
    بگذار در كوزه كه ديوانه نبودم

    كه من نمي خواستم از لحاظ ساختاري زياد داخلش دست ببرم ولي در همين حد هم ساختار كامل شد و هم موضوع و مفهوم به ثمر رسيد بازم ببخشيد

    و اما پاسخ پارسا جان

    صد مرتبه هي آمدم و خانه نبودي
    در دور طرب ساقي ميخانه نبودي
    افسوس شكستي همه قول و قرارت
    شايد تو در اندازه پروانه نبودي

    پاسخحذف
  7. @پارسا

    سلام ببخشيد من توي شعرت دست بردم البته من كامنت هاي زروان و بچه ها رو نخونده بودم اينجا اصلا نميشه وارد شد اوضاع خيلي خرابه
    كارت خيلي خوب بود

    من يه شعر براي تو گفته بودم در پاسخ اون شعر هفته پيشت كه مي خواستم امروز آپ كنم كه خودت آپ كردي
    طلبت باشه اون تقديم به تو آپ مي شه در اولين فرصت كه خالمون اجازه بدن

    پاسخحذف
  8. @ م.پارسا
    راستی من یادم رفت. از قول من هم به بابات تبریک بگو.

    @نگاه
    استاد این چیزی که من در مورد قافیه گفتم درسته؟
    با عرض پوزش فراوان من مصرع دوم پارسا را به مصرع دوم تغییر یافته ترجیح می دهم

    پاسخحذف
  9. @زروان

    ايني كه شما در مورد قافيه گفتين درسته گاها شايد توي قصيده استفاده بشه ولي در دوبيتي و رباعي و غزل به هيچ وجه نميشه استفاده كرد چون زيبايي رو كاملا زير سوال ميبره

    اين تغيير در مصرع دوم به اين دليل انجام شده بود كه از لحاظ مفهومي درست بشه شعر

    نمي خوام وارد توضيحات بشم ولي نظر من اينه البته نظر شما هم براي من محترمه

    راستي يه بار توضيحات رو نوشتم ولي دوباره پاكش كردم نمي خواستم وارد بحث بشيم اون ديگه نظر پارساست شعر اونه و خودش بايد نظر بده ولي من فقط ميخواستم از لحاظ مفهومي درست بشه

    پاسخحذف
  10. م.پارسا@:
    چون گفته بودی که به لحاظ محتوایی و فنی نظر بدید شرمندت شدم!
    من فقط به لحاظ زیبایی میگم قشنگ بود!بلد نیستم نظر دیگه ای بـِدَم.
    @نگاه:
    جواب شما هم زیبا بود!
    جفت شعر ها رو دوست داشتم(هم پارسا هم نگاه)

    پاسخحذف
  11. خودم با قافيه آخر مشكل دارم
    ولي واقعا چيز ديگه اي نمي شد جاش گذاشت
    راستش خواستم همه نظر بدن بعد وارد بحث محتوي بشم
    ولي فكر نكنم ديگه تا ظهر كسي اينجا بياد از طرفي همين اساتيد كه هستن براي يك محفل ادبي از سر من هم زيادن
    اين كارم بيشر از اينكه از لحاظ فني برام مهم باشه از نظر محتوي باهاش كار دارم.
    تغييرات نگاه جالب بود ولي فقط فني رو درست كرده بود.
    اين شعر توي يه زمان خاص اومده بود.حال بدي بود جايي كه باز دير رسيده بودم و خورشيد زده بود.
    يه بحث عرفاني داره.دوست دارم توي اين زمينه حرف بزنيم. شايد حضرت حافظ زياد از اين حالها داشته جايي كه از عهد الست و ازل حرف به ميان مياره.

    پاسخحذف
  12. @ پارسا
    این شعر بیشتر توش معشوقیت هست تا عاشقی . بیشتر مثل این می مونه که واسه کسی ناز کنی تا این که دیر رسیده باشی .
    عهد الست روزیه که خدابه همه آدمها میگه آیا من خدای شما نیستم؟ و آدم ها می گویند بله تو خدای ما هستی. این به نظرم به ازلی بودن روح یا به قول فلاسفه به قدیم بودن روح آدم اشاره داره.به نظر من جزء معدود آیاتی است که تفسیر عرفانی نزدیک به آیه داره. وفا کردن بهش به این سادگی ها نیست و شکستنش هم به این سادگی ها نیست.

    پاسخحذف
  13. عمو نگاه ببخشيد .نقصانش رو به بزرگيت ببخش.مي خوام منظورم رو بفهمي. زروان عزيز ممنونم از هم فكريت.فكر كنم شكستن اون عهد راحت باشه ولي كشيدن بار اون امانت و سختي ديدن براي" برسر پيمان" بودن كاره هر كسي نيست.

    آن روز من اندازه پروانه نبودم
    صد راه ولي در ره ميخانه نبودم
    انصاف بده شمع نياز است وگرنه
    با نور در ميكده ، ديوانه نبودم

    پاسخحذف
  14. @ پارسا
    شکستن آن عهد هم سخته . چون عهدیه که با اصل اصل آدم یعنی روح بسته شده.در عمق وجود هر آدمی با هر رفتاری اگر چه کمرنگ ولی وفای به آن عهد هست و در ضمن کسی نیست که آن را نشکسته باشه.

    منم وِِی،پی؛ ان میخوام :{(

    پاسخحذف
  15. @پارساي عزيزم

    من خيلي خوشحالم كه با هم از اين مشاعره ها مي كنيم

    خيلي جالبه كه حرف از شمع و پروانه شد من اون شعري كه براي تو گفته بودم رو مي نويسم شايد جواب الانت باشه
    البته من بعدا اون رو به عنوان يك پست ميزارم

    در ميكده عشق تو مستيم كه مستيم
    در حسرت ديدار تو هستيم كه هستيم
    سوزاند مرا شمع نگاه تو و كافيست
    پروانه صفت دل به تو بستيم كه بستيم

    من به اين سبك از عشق معتقدم

    پاسخحذف
  16. زروان@
    آقا ما هم مثل شما هستيم ولي فكر كنم بازم غذاي كوسه رو دير دادن رفته سراغ فيبر نوري كه از دبي برامون اينترنت مياره.شانس شما اون قسمت كه وي پي انِ آي اس پي شما رو ساپورت ميكنه قطع كرده:)

    پاسخحذف
  17. سلام.من تازه کشف کردم اینجارو!
    عالی بود م.پارسا!عالیییییییییی
    با چه شاعری در ارتباط بودیم خبر نداشتیم.
    راستی به نظر من وزن و مفهوم در شعر جایگزین نگاه خیلی خوب بود!
    خوشحالم که اومدم اینجا.
    موفق و پیروز باشید همگی

    پاسخحذف
  18. آهان الان کامنتارو خوندم.
    با این مضمونی که پارسا در نظرش بوده دومین شعر جایگزین نگاه درست نمیشه.
    چقدر تلخه که میگی همه اون عهدرو می شکونن!
    یه دفعه دلم گرفت....

    پاسخحذف
  19. مستيم از آن روي كه پابستِ تو هستيم
    هستيم از اين روي كه از دستِ تو مستيم
    موجيم كه در بحر نگاه تو خماريم
    پيمانه به كف عهد الستِ تو شكستيم

    نزنيد نزنيد مي دونم هيچ چيزش به شعر نمي خوره ولي وقتي لامذهب مياد مياد ديگه.
    سلام خاله سمانه خوش اومدي. كارمون سخت تر شد با وجود دانشجوهاي ادبيات

    پاسخحذف
  20. @ پارسا
    ما وی پی ان مون کجا بوده؟ وی پی ان مال شما از ما بهترونه .
    جالبه من این شعر آخر را از شعر اصلی پست بیشتر دوست داشتم. خیلی عمیق تر هم هست .نمی دونم چرا میگی چیزیش به شعر نمی خوره.
    @ سمانه
    متاسفانه خیلی دیر کشف کردید اینجا رو .تمام وب پر از لینک های ماست.رنکینگ سایتمون نه از دهه. ما بعد از بالاترین پر خواننده ترین در وب هستیم. ولی خوب ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است :))

    پاسخحذف
  21. @پارسا

    مستيم كه در عشق تو پيمانه شكستيم
    مستيم كه دل در گرو ياد تو بستيم
    بستيم شبي عهد و سر عشق تو هستيم
    مستيم كه عمريست به عشق تو نشستيم

    پاسخحذف
  22. @پارسا

    شعر آخري كه نوشته بودي از لحاظ مفهومي و ساختاري خيلي خوب بود يعني خيلي خيلي خوب بود

    شعر دومت ايراد داشت ولي شعر اولت هم در كل خوب بود

    راستي دوباره اول هفته شد و تو طبع من رو راه انداختي
    ممنون ازلطفت خوشحالم

    پاسخحذف
  23. الو خاله قاصدك
    الو فقط زروان و نگاه اينجا هستن.خاله كجا رفت پس.
    بچه ها فكر كنم فقط ما پسرا اينجا هستيم.نگاه بزن اون كانال تا نيومدن:)

    پاسخحذف
  24. سلام
    پارسا جان فکر کنم همون عادی بنویسی خیلی بهتره تا موزون
    مجبورت که نکردن اینطوری بنویسی ؟ هان ؟ !!


    خاله قاصدک @
    کجایی پس ؟ کارت دارم

    پاسخحذف
  25. با مزه اینه میگن کابل اینترنت زیر آب قطع شده آن وقت جیمیل وجی تاک و مسنجر و بلاگر باز نمیشه ولی بقیه چیزها باز میشه .انگار کوسه ای که کابل را خورده متخصص شبکه بوده دقیق میدونسته فقط باید اینها را قطع کنه . آخر زمان که می گن همینه . کار کار این آمریکایی هاست که دست می برند تو ژن کوسه ها.

    پاسخحذف
  26. ماندالايز@
    ممنون از انرژي مثبتي كه ميدي!
    گفتم نقد كني نگفتم كه بُكُشي
    (آيكون يه بچه كه حرف زدن معموليش هم يادش رفت)

    پاسخحذف
  27. اصلا خاله قاصدك جواب ماندالايز رو نده تا از من تعريف كنه.
    بابا يه جاي كوچولوش كه تعريف داشت.(جون مادرت)

    پاسخحذف
  28. خاله فداتون شه الهی
    من اومدم

    @ماندالایز
    دلت میاد با پارسا اینجوری حرف بزنی ؟
    آدم با بچه 4ساله اینجوری حرف می زنه ؟
    چی شد پس قرار بود خبر بدی ؟

    @م.پارسا
    خاله فدات شه الهی
    به حرف اینا گوش نکن
    شعرت حرف نداشت
    در ضمن هر جور دوست داری بنویس

    پاسخحذف
  29. الان يعني فقط من اينجام.يكي يه جوابي بده.كسي اينجا نيست.من مي ترسما.

    پاسخحذف
  30. نترس پسرم عمو زروان شجاع اینجاست که میتونه به تنهایی شاخ 22 تا غول را بشکنه

    پاسخحذف
  31. عمو زروان@
    من متوجه نشدم
    به تنهايي مي توني شاخ 22 تا غول را بشكني؟
    يا به تنهايي بيست و دوم مي توني غول رو بشكني؟

    پاسخحذف
  32. این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

    پاسخحذف
  33. @ پارسا
    عمو بستگی به غولش داره و بازیش . بازی از این بازی جنگی بکش بکش ها باشه من از پس غولش بر نمیام . بازی فکری باشه تا مرحله بیست و دوم که سهله تا غول آخر را شکست می دهم.حالا تو منظورت کدوم بازیه؟

    پاسخحذف
  34. منظورم اون بازيه گرگم و گله مي برم بود.
    ....
    ياد اين شعر افتادم نمي دونم چرا
    اين گرگ سالهاست كه با گله آشناست...
    آن پارسا كه ده خورد و ملك ، رهزن است
    آن پادشاه كه مال رعيت خورد گداست....
    عمو مي توني با همچين غولي سرشاخ بشي؟

    پاسخحذف
  35. @ پارسا
    عمو اگر منظورت گرگهاییه که به گله می زنند یکی می برند ده تا لت و پار می کنند . من و نی لبکم زورمون نمیرسه دروغ چرا.اتحادیه چوپانان شاید بتونه فکری واسه این دسته گرگها بکنه . از یک عمو زروان خالی کاری ساخته نیست. از همین سن 4 سالگی باید با واقعیت زندگی آشنا شی عمو . زندگی بی رحمه. مخصوصا واسه گوسفندها و چوپان ها

    پاسخحذف
  36. عمو زروان اقتضاي طبيعت گرگها دريدن و بردنه.شايد براي از بين بردن "گرگها" بايد "گوسفند" نبود.البته مهمتر از اون بايد" چوپان دروغگو" هم نبود.

    پاسخحذف
  37. @ پارسا
    عمو رمز موفقیت گرگ ها تو شکار دسته جمعیه .گوسفند نباید بود.ولی چوپان راستگو هم باشی فایده ای تو مبارزه با گرگ نداره . باید چوپان ها هم مثل گرگها اتحاد داشته باشند و از مغزشون استفاده کنند تا بتونند گرگها را عقب بزنند

    پاسخحذف
  38. @فرناز
    من متوجه فرمایش شما نشدم عزیزم

    پاسخحذف
  39. خاله قاصدك مگه شما هم هستي.نگاه كجاست؟
    خاله همينجوري از صبح دستامو زدم زير چونم دارم به اين باكسه كه گوشه چپ مانيتورمه و رنگش قرمزه نگاه مي كنم. وقتي يك ميشه دو يا دو ميشه سه كلي ذوق مي كنم.
    خاله قاصدك فكر كنم فرناز منظورش اين بوده.
    ...جون.اونوقت اين وبلاگِ خصوصيِ نويسندگان ، مثل سريال پارورچينِ مهران مديريه؟
    منظورش اينه كه ما توي "به همه بگو" به هم گير ميديم و دعوا مي كنيم.يا از يه وبلاگ ديگه بد مي گيم؟

    پاسخحذف
  40. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف
  41. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف
  42. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف
  43. ببينم مگه فرناز هم براي ماليده هاست؟
    آقا اگه اينجوريه همين الان بگم "من غلط كردم"
    حال و حوصله داد و بيداد ميلاد اينارو نداريما

    پاسخحذف
  44. این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

    پاسخحذف
  45. خاله فرناز@
    كجاشو ديدي اينجا وقتي يكي با يكي ديگه حرف ميزنه بعد يكي مي پره وسط ،يكي ديگه همه از اونطرف مي پره وسط ميگه:"خاله مهمون" جون مادرت ناراحت نشو .بچه هاي ميني ماليده خواهر و برادراي ما هم هستن .اگه ميبيني رك و راست حرف ميزنيم براي اينكه شما رو از خودمون مي دونيم.
    شعار اينجا اينه
    هركس دوست خاله قاصدكه .دوست ماست و هركس دشمنشه دشمن ماست.(اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم).
    ولي خاله فرناز انصاف بده تقريبا هر كس از ميني ماليده مياد اينجا مي خواد يه جور بچزونه.قبول داري؟
    ميخواي كامنتاي بچه هاي ما رو كه توي وبلاگ شما ميذارن با كامنت بچه هاي شما مقايسه كنيم؟ولي ما چشامونو مي بنديم ميگيم رفيقامونن بي خيال.

    پاسخحذف
  46. چی شده اینجا؟ می بینم فرناز خانوم ما نارحت شده؟ قضیه چیه؟ کلی هم کامنت حذفی وجود داره؟



    چرا اینقدر علاقه دارین که هی بحث به کسی نگو و مینی مالیده و تقابل و خصومت رو مطرح کنین بچه ها؟ این توهم اصلا از کجا اومده؟

    پاسخحذف
  47. درود بر عمو رضا که دقیقا حرف ما رو زد. صلوات بفرستید

    پاسخحذف
  48. الهم صل علي محمد و ال محمد
    تمومه ديگه.

    پاسخحذف
  49. عمو زروان هنوز هم نمي تونيد آپ كنيد؟
    اگه كسي نتونست آپ كنه .متن پستشو به صورت خصوصي توي وبلاگم برام بفرسته تا براش آپ كنم.

    پاسخحذف
  50. ممنون پارسا جان درست شد. بلاگر درست شد فقط جیمیل هنوز مشکل داره.مسنجر هم درست شد خود بخود.مخابرات حساب برد ازمون درستش کرد. چه ابهتی دارم من

    پاسخحذف
  51. تموم شده ولی من فم میکنم فرناز ناراحت شده. با این باید چیکار کرد؟


    سلان به همه

    پاسخحذف
  52. ***

    ما آمدیم ، همین !!!

    :D




    ***
    Elham
    ***

    پاسخحذف
  53. خاله الهام سلام
    ما داريم ميريم.
    يه نظري هم شما بدهيد راه دوري نمي رود.همين!!!

    پاسخحذف
  54. سلام به همگی
    روز اولی که این وبلاگ رو راه اندازی کردم ، حتی پیش از اینکه پستی درش آپ شده باشه ، لینکش رو برای بردیا فرستادم و یه جورایی هم ازش بخاطر این کار اجازه گرفتم ، هم نظرش رو پرسیدم و بردیا هم با توجه به شخصیت و روح بزرگی که داره از این کار استقبال کرد و برامون آرزوی پیشرفت و موفقیت کرد ، حتی بعد از مدتی از بردیا و میثم دعوت کردم که اینجا بنویسند و این کار رو بی ادبی ، جسارت و پررویی نمی دونم (اجازه ی چنین کاری رو به خودم نمیدم) بلکه تنها دلیلش این بود که هرگز تصور نمی کردم که بین ما رقابتی وجود داره . مطئنا همه ی دوستان اطلاع دارند که این وبلاگ گروهی ، ماه ها بعد از مینی مالیده راه اندازی شده . بسیار پیش اومده که اولین کامنت گذار پست های اعضای مینی مالیده باشم . یکی از بازدیدکندگان همیشگی این وبلاگ هستم . و کلا یکی از طرفداران کارهای گروهی هستم (گرچه مشکلات این کار رو میدونم) . یکی از دلایلی که این علاقه من به کار گروهی رو ثابت می کنه ، اینه که در قوانین ما هیچ موردی مبنی بر مجاز نبودن افراد برای عضویت در وبلاگ های گروهی دیگه دیده نمیشه ، چنانچه همین اعضا خودشون وبلاگ های گروهی راه اندازی کردند که من حتی تشویقشون کردم .
    در مورد مشکلی که امروز پیش اومد و باعث ناراحتی دوست عزیزم فرناز شد ، راستش رو اگر بخوام بگم (که همیشه هم گفتم) امروز فوق العاده سرم شلوغ بود و حدود 3 ساعت هم کلا سیستمم در دست تعمیر بود (نگاه میدونه) . و متاسفانه خیلی کم پیش اومد که سر بزنم ، تا اینکه ماندالایز برای حل مشکلی در قالب وبلاگش با من تماس گرفت و در حین صحبت باهاش کامنت فرناز رو دیدم و جدا از خوشحالی اینکه برامون کامنت گذاشته و سر زده به ما ، خیلی از بابت اینکه اسم من رو در کامنت آورده ناراحت شدم ، فکر می کنم حداقل حقی که در دنیای مجازی دارم ، اینه که بتونم با اسم مجازی خودم واردش بشم ، لااقل در وبلاگی که یکی از اعضاش هستم . ماندالایز ناراحتی من رو متوجه شد و معتقدم کامنت هایی که گذاشت متاثر از همین حس بود . البته من ازش خواستم که پاک کنه و ایشون هم کاری که خواسته بودم انجام دادند . مطمئنا نمی خوام از ماندالایز دفاع کنم ، که اگه قصد این کار رو داشتم هرگز بهش نمی گفتم کامنت هاش رو پاک کنه . البته خیلی ها کامنت ها رو ندیدند و میشد ندیده گرفتشون . با همه ی این توضیحات از فرناز عذرخواهی می کنم و امیدوارم که عذرخواهی من رو بپذیرند ، همینطور از آقا رضا که مطمئن نیستم اگر چنین بحثی پیش نمی اومد اصلا کامنت میذاشتند.
    من از روز اول ورود به دنیای مجازی با اسم قاصدک وارد شدم و تا آخرش هم با همین اسم میمونم (و برخلاف عده ای هیچ علاقه ای به تغییر پیاپی اسمم ندارم) ، این حقیه که برای خودم قائلم و ازش دفاع می کنم.
    باز هم عذرخواهی می کنم از فرناز و همچنین بقیه دوستان که شاهد چنین بحث هایی بودند . همینطور همه ی اعضای وبلاگ مینی مالیده . از همه ی دوستانم می خوام که دیگه چنین مسائلی در اینجا تکرار نشه ، متشکرم .
    در مورد وبلاگ خصوصی "به همه بگو" هم ، یک وبلاگ خیلی ساده هستش که نویسندگان این وبلاگ طرح هایی رو که برای بهتر شدن کارمون دارند مطرح می کنند و هرگز کاری به عنوان بدگویی اونجا انجام نمیشه .

    پاسخحذف
  55. سلام به "به كسي نگو"
    من عضو هيچ وبلاگ گروهي نيستم.اما خيلي بهشون علاقه دارم.چون ايده هاي چند نفر باهم يه جا جمع شدن.لحن و كلام هاي مختلف يه جا.اين خيلي با ارزشه.وقتي ميبينم تو وبلاگاي گروهي دعوا ميشه،خيلي دلم ميگيره.من اينجا تقريبا همرو ميشناسم اما كسي منو نميشناسه.شايد نظراتم زياد به چشم شماها نياد اما همه تو اينجا و وبلاگاي خوب ديگه مثل ميني ماليده به چشم من آشنا هستن.حتي يه بار كه ميخواستم بيشتر نويسنده هارو بشناسم پيشنهاد دادم اسمشونو كنار لينك وبلاگاشون بذاريد. همرو دوست دارم و خيلي دلم ميگيره از اين بحثا چون بزرگترين دليلش رودر رو نبودن آدماس.چون همون لحظه كه نظري داده ميشه تا بهش جواب داده بشه طول ميكشه و اين گاهي سو تفاهم ايجاد ميكنه.
    اميدوارم اين اتفاقا ديگه پيش نيان.ببخشيد از اين كه من با وجود نه سر پياز بودن نه ته پياز بودن نظر دادم.اما دوست داشتم نظرمو بگم
    موفق باشيد:)

    پاسخحذف
  56. قاصدک
    من علاوه بر این که وحشتناک کار داشتم و دارم کلا سیستمم ایمیل و جی میل و وبلاگ و این جور چیزا رو باز نمیکرد.واسه همین هم خیلی کم سر زدم.غروب هم در حال رفتن بودم که اومدم و نوشتم و رفتم.به هر حال بهترین وبلاگ دنیا هم ارزش نداره که آدم یه دوست رو از خودش برنجونه.حالا چه فرناز چه تو چه هر دوست دیگه ای.
    من ناراحت میشم وقتی میبینم هنوز دعوای علی اصغری و علی اکبری هست و این جور حرفا پیش میاد.اصلا نباید مرزبندی کنیم و اسم این وبلاگ و اون وبلاگ بیاریم.همین.
    در ضمن در مورد انتقادات و بعضا شوخی ها باید صبورتر باشیم.اول خودم بعد بقیه.


    در مورد اسم مجازی و حقیقی تو.راستش نمیتونم بگم صد درصد حق با توئه.تو این اسم رو انتخاب کردی اما خب نمیتونی بگی همه مجبورن با این اسم صدات کنن اونم وقتی اسم واقعی تو میدونن.فرقی هم نداره.
    اگه واقعا اینو میخوای باید به تک تک دوستات بگی تا فقط از این اسم استفاده کنن.گر چه باز هم نمیشه انتظار داشت که چنین چیزی رو حتمن رعایت کنن. شتر سواری دولا دولا نمیشه دخترم.

    پاسخحذف
  57. @آشنا
    ممنونم برای همه چیز
    خوشحالم می کنی که سر می زنی
    من هرگز دلم نمی خواد اینجا بحثی به این شکل پیش بیاد .
    اونقدر همه مون درگیریهای مختلف داریم که اگه توی یه وبلاگ گروهی هم اینو بخواییم ادامه بدیم دیگه واقعا ارزش ادامه دادن نداره . همه ی سعی ام رو می کنم که دیگه چنین مواردی تکرار نشه .

    پاسخحذف