بهمن ۰۷، ۱۳۸۸

تولد

خودش را كه مينيمال نوشت
                                   من آمدم

۶۸ نظر:

  1. این الاان از عواقب تولد رفتن های مکرر تون بود؟؟

    پاسخحذف
  2. @پارسا

    سلام خوبي عزيزم دارم سرم رو مي خارونم و هي فكر مي كنم اخه راستش من زياد نفهميدم

    پاسخحذف
  3. امروز تولدته؟
    من یک معنای عمیق عرفانی تو این می بینم می ترسم بگم بهم بخندید.
    بی خیال می گم یک برداشت عرفانیش می تونه این باشه که خدا خودش را که خلاصه و فشرده کرد شد من شد انسان.

    پاسخحذف
  4. سلام خاله
    لطفا خودتو به كوچه علي چپ نزن .برداشتت رو از پست بگو.متوجه نشدي هم بگو بشدم چرا آبروي بچه رو مي بري

    پاسخحذف
  5. @زروان

    سلام ايشاالله هفته ديگه براي پارسا تولد مي گيريم

    @پارسا

    حس مي كنم كه دقيقا نظر زروان رو نداشتي حتي اگه بشه اينطوري تفسيرش كرد ولي هي كه مي خونم خي بيشتر خوشم مياد

    پاسخحذف
  6. بابا صد رحمت به نوشته های ماندالایز خانوم!
    مخم پوکید..!!!

    پاسخحذف
  7. م.پارسا@برایت مینیمال مینویسم:
    خوش اومدی!

    پاسخحذف
  8. عمو نگاه@
    دمت گرم ديگه.همش كه نمي شه از خنده جام مي و نرگس عربده جوي و زلف گره گير نگار نوشت كه.

    عمو زروان@
    الحق كه به اسمت مياي.تولدم نيست ولي...
    هيچ نبود جز زروان .تصميم كه گرفت فرزندي بياره از اين تصميم مبارك اهورا مزدا به دنيا اومد و ...... البته من اين اعتقاد رو دوست دارم ولي قبولش ندارم.مي دونم اين كامنت يه كم گنگ شد ولي امروز اينجوريم مي خوام كمي فكر كنيم

    پاسخحذف
  9. @پارسا

    من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم
    لطف ها مي كني اي خاك درت تاج سرم

    پاسخحذف
  10. سلام پارسا
    اعتراف می کنم که در نگاه اول نامفهوم ترین پستت بود به نظرم
    ولی بعد که با نگاه 5-6 بار خوندیم متوجه شدم و کلی هم خوشم اومد
    مرسی خاله

    پاسخحذف
  11. بهانه خودش را که مینیمال نوشت:
    من چغندرم!!

    پاسخحذف
  12. قاصدک خودش را مینی مال نوشت :
    اومدی به درک !!

    پاسخحذف
  13. نگاه خودش را مينيمال نوشت :
    باي باي ما رفتيم

    پاسخحذف
  14. خاله بهانه @
    اون كامنت اول براي شما بود ديگه.
    خاله قاصدك @سلام
    راستي امروز بك گراند يكي از بچه هاي شركت عكس يه قاصدك بود زود رفتم ازش گرفتم.با اينكه وقتي ازش گرفتم توي چشاش ديم گه ميگه م.پارسا و اين سوسول بازيا؟!
    نگاه@
    كجا عمو خوشگله.باش يه كم بحثمون عرفانيه.
    بدون شما ميذارم براي يه روز ديگه.
    زروان-ماندالايز بحث عدم و عشوه اون معشوقه كه حال كرد يه خداي مينيمال شده رو درست كنه.ببينم چند مرده حلاجيد
    بقيه هم لطفا توي اين زمينه بحث كنن."از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟"
    نمي دونم چرا از خواب كه بيدار شدم اين پست توي ذهنم بود.

    پاسخحذف
  15. من که کلا هیچ مرده حلاجم مخصوصا که سرم شلوغه یک کم امروز.
    شاعر میگه
    ما نبودیم و تقاضامان نبود
    لطف تو ناگفته ما می شنود

    خلقت برای من این معنا را میده . یک آفرینش مداوم از سر لطف مداوم.خدا به هر چیزی که می تونه وجود داشته باشه وجود میده و در آن این پتانسیل را قرار میده که به بی نهایت راه داشته باشه.با معیارهای انسانی این بخشش قابل تصور نیست.خدا تمامیت خودش را به آفریده هاش می بخشه. البته این بحث در کامنت دونی هیچ وبلاگی جمع شدنی نیست که هیچ در هیچ وبلاگی قابل جمع شدن نیست.

    پاسخحذف
  16. من وقتی این پست رو خوندم هیچ کامنتی نبود هیچی هم ازش نفهمیدم یعنی انقدر سر درد دارم که هیچی نمی فهمم.....

    اما بعد خوندن کامنت بچه ها یه چیزایی سرم شده حق با زروان هست نمیشه در این مورد بحث کرد و نتیجه گرفت و رفت....خلقت خدا و آمدن من ، زندگی با همه داشته ها و نداشته های من ، آرزو ها و حسرت های من....
    من آمده ام که باشم و روزی خواهم رفت چون باید برم

    بازم میگم اگه خیلی نمی تونم حرف هام رو جمع کنم به خاطر سر درد عجیبیه که دارم اماعجیب از این پست خوشم اومده

    پاسخحذف
  17. نمیدونم چرا وقتی این رو خوندم ناخودآگاه یاد داستان پینوکیو و پدر ژپتو افتادم!!؟؟
    نمیدونم چه ربطی داشت ولی ییهویی این اومد توی ذهن من!
    اگه کسی تونست ربطش بده یه هزار آفرین جایزه داره!
    ولی جدا هرچی فکر می کنم نمیدونم چی شد که این پینوکیو اومد توی ذهن من بعد از خوندن این متن.
    ولی کلا این متن رو دوست داشتم!

    پاسخحذف
  18. سلام

    م.پارسا @

    از این پستت لذت بردم
    ای پدر ! من مینیمال تو بودم در رحم ِ مادرم.
    اینم از برداشت من .

    راجع به بحث عدم و عشوه اون دیوونه که حال کرد ما رو اسکل کنهو علاف چند نظر دارم البته سوادشو ندارم ها ولی بر مبنای آنکه " شهید نظر می افکند به وجه الله " نظر میدم :
    یک اینکه همیشه فیلم کنستانتین و به این خاطر دوست داشتم که طرح جدیدی رو نسبت به فلسفه ی خلقت ارائه داده و این مهم نیست که مخالفشم یا موافق اما اینطور میگه :
    " خدا یه بچه لوس و نُنُر بود که سالهای سال تنها بود بعد نشست برای سرگرم شدن باگل کلی عروسکهای گلی زشت و زیبا درست کرد و بعد یه خونه به بزرگی زمین تا همه رو توش جا بده بعد با اون نخهای نامرئی مثل عروسکهای خیمه شب بازی هی بازیشون میده هی بازیشون میده هی بازیشون میده بلا سرشون میاره خوشی بهشون میده و مثل مورچه هایی که توی یک کلونی جمع میشن جمعشون میکنه و کل این ماجرا یه بازیه که یه بچه ی لوس و خودخواه به اسم خدا راه انداخته و یه روزی که خسته بشه و بخواد بره بخوابه یا سراغ یه بازی دیگه بره این زمینی رو که ساخته سر همه ی عروسک هاش خراب میکنه .

    برداشتهای دیگه ای هم هست که من شخصن ارادت و علاقه ی خاصی بهشون دارم و با عقایدم چفت تره :
    یکیش همون زروان و اهورامزدا و ...
    یکیش تئوری حادث بودن هستی
    هستی درحال شدن یا هستی درحال بودن آنچه که شد و ...
    یکی دیگش هم تئوری عرفانی ایرانی که بیشتر از همه دوستش دارم :
    هستی همش عشق هست
    خوشی عشقه
    نا خوشی عشقه
    خنده عشق
    گریه عشق
    و کل هستی به ریسمان الهی مربوطه که ازش دور میشیم و نزدیک مصداق همون آیه " وعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا ... " و ...
    و اما تئوری های عصر حاضر یا 50 سال جدید که در قالب فیزیک ِ کوانتوم ارائه میشه و بسیار شیرین و جذابه و البته نسبتهای خیلی زیادی با عرفان ایرانی داره و زبانهای خییییلی ساده شده ی این تئوری های کوانتوم رو ما توی سریال هایی ازجمله لاست و فلش فوروارد شاهدیم .

    پاسخحذف
  19. اعتراف میکنم همون اولین بار که خوندم پی بردم و خیلی هم خوشم اومد.خیلی.

    البته شاید چیزی که من درک کردم با بقیه فرق داشته باشه.ولی میگم باید ببینی اونی که خودش رو مینیمال نوشت و تو آمدی چه جوری بود.اگه اون رمان خوبی بوده خب مینی مالشم خوب از آب دراومده

    پاسخحذف
  20. رضا خودش را مینیمال نوشت:
    کمبود خواب دارم،پس هستم

    پاسخحذف
  21. چه احساس غروري داره وقتي كامنتاي تك تك بچه ها رو مي خوني.
    چقدر نظرها قشنگه .ببخشيد اگه ميشه كامنت همه بچه ها رو بخونيد.با خوندن كامنت ماندالايز داغون شدم.چقدر دوست دارم كه الان جاي خدا بودم تا نقد بچه هاي به كسي نگو رو درباره خودش مي ديدم.
    اينهمه نظر .به اندازه همه آدمها نظر سارا-زروان -ميچيكو -نگاه- بهانه - قاصدك...
    حالا مي خوام يه چيز ديگه به نظر ماندالايز اضافه كنم.برعكس عرفاي عرب كه برداشتشون از دين و خلقت و هدف آفرينش عبادت صرف و در غير اينصورت غضب الهي بود .عرفاي ايراني مثل بايزيد بسطامي و ابوالحسن خرقاني يا منصور يا حافظ و مولانا و شمس اين نظريه رو آوردن كه يه جور عشق بازي بين آدم و خالق بر پاست كه يه قول و قرارايي روز اول گذاشتن و اين قول درگوشي و به دور از چشم مدعيان و رقيبان (فرشتگان)بوده و ....ممكنه با كامنتاي بعدي بچه ها اين كامنت هم ادامه داشته باشه

    پاسخحذف
  22. چه تعبیرهای قشنگی!
    توی اینجا همه ی فُضَلا اُدَبا عُرَفا و بقیه آ دارها جمعن!
    مثل این که اینجا من فقط بلد نیستم از این حرفا بزنم.
    بنابراین من فقط نگاه میکنم!مثل همیشه.

    پاسخحذف
  23. @همه:
    جسارتا شرمنده پا برهنه میپرم وسط این حرفهای عرفانیتون!
    یه سر به وبلاگ من بزنید ببینید خوبه!؟
    قالب عوض کردم.یه نظر بدید ببینم همین و بزارم یا اینکه قبلی رو بزارم باشه!

    پاسخحذف
  24. ماندالایز@
    من با این قسمت نوشته شما موافق نیستم که من عروسک خیمه شب بازیه دست یه بچه لوسم وقتی خوندمش حس بدی بهم داد حسی که هیچ وقت وقتی به خدا فکر می کنم ندارم ....
    اما با عشق بازی بین خدا و بندش موافقم ( نوشته پارسا) من به خودم مغرورم که می تونم همونی باشم که منصور حلاج بهش رسید و گفت: انا الحق

    پاسخحذف
  25. @ میچیکو
    نه درست نیست. چند روز طول میکشه تا گوگل تو را از سایت های مخرب حذف کنه.با فایر فاکس هم میشه بهش وارد شد .فقط باید گزینه ignore this warning را کلیک کرد.منتهی ملت فکر می کنند واقعا تو یک سایت مخرب وحشتناک داری

    پاسخحذف
  26. @زروان:
    اه...
    آخه چرا؟؟
    حالا یعنی درست میشه آخرش!؟
    حالا قشنگ بود؟؟

    پاسخحذف
  27. من ضمن اینکه بایزید و حلاح را خیلی دوست دارم.جنید را هیچ رقمه نمی فهمم .به عرفان شرق علاقه دارم. به نظرم عرفان ایرانی هم با عرفان شرقی پیوند خورده .اینکه عرفا اکثرا به خطه های شرقی ایران تعلق دارند همچین هم بی معنا نیست. در مورد سفر منصور به هند هم داستان های زیادی هم هست. به نظر من اصل عرفان وحدت وجودشه .یا آنچه که عرفای هند می گویند یعنی تو او هستی.

    پاسخحذف
  28. سارا @

    این نظر من نبود بلکه من فقط نظریه قوی و البته پرطرفدار برخی از فلاسفه ی غرب در عصر معاصر رو بازگو کردم.
    من به شخصه خودم همونطور که گفتم به رابطه ی معاشقه بین خالق و مخلوق اعتقاد دارم و ازش لذت می برم و البته یه جورایی هم نظرات فیزیک کوانتوم قلقلکم میده و خوشم میاد .

    زروان @
    یه چیز جالب که چن وقت پیش جایی خوندم راجع به تبیین ِ وحدت وجود توسط چند تن از نظریه پردازان کوانتوم بود که یه جورایی شبیه همون وحدت وجودت در عرفان ایرانی هست .
    اینکه همه ی هستی و آدمها رو اگه یک تن ِ واحد در نظر بگیریم با همه ی تضادها خوبیها و بدی هاش میشه خدا .

    پاسخحذف
  29. شما رو به خوندن پست امروز میلاد در مینی مالیده دعوت می کنم :
    http://minimalideh.blogspot.com/2010/01/blog-post_27.html#comments
    برام جالبه نظراتتون رو بدونم
    همون جا هم کامنت بذارین قبوله
    ممنونم

    پاسخحذف
  30. ***

    وقتی این پست رو خوندم ، ناخودآگاه این آیه اومد در ذهنم ، شایدم خیلی ربطی نداشته باشه !!

    " نحن اقرب الیه من حبل الورید "

    از کامنت های ماندالایز و زروان خیلی لذت بردم !
    یاد حافظ افتادم :

    دلم جز مهر مهرویان طریقی در نمی گیرد
    ز هر دم می دهم پندش ولیکن بر نمی گیرد

    این بیت بالا هم شاید بی ربط باشه ولی بستگی به تفسیری داره که از "مهرویان" بکنیم !!!


    ***
    Elham
    ***

    پاسخحذف
  31. الهام@ببین عزیزم دقت کن ببین یاد چیز دیگه ای نیفتادی؟!!!

    پاسخحذف
  32. بسم الله الرحمن الرحیم

    این مزخرف ترین مینیمالی بود که در عالم نت دیده بودم.

    لوووووووووووووووووول
    :))))))))))))))))))))

    پاسخحذف
  33. بهانه نخود بریز. خرچنگا دارن میرسن

    پاسخحذف
  34. میلاد@@اومدم گل بکنم نوگل سوگلت شدم تو خودت شاه گل گلها بودی گلدونت شدم...[آیکون شهره]

    پاسخحذف
  35. ای وای علامت تعجب یادم رفت اون بالا بذارم!!!
    آقا من بی تقصیرم
    فقط میلاد یه خورده پول ریخت تو حسابم گفت برو از من حمایت کن!!!
    من تکذیب میکنم!!من میخوام به آغوش به کسی نگو ها برگردم..!!

    پاسخحذف
  36. [آیکون شهره]
    لابد یه خانومه که لباس و کفش طلایی پوشیده داره اینجوری اینجوری (شما نمیبینین چجوری) میرقصه

    لووووووووووول

    حیف که چایی دستم نبود که بریزه رو کیبورد
    لوووووووووووووووووووول

    پاسخحذف
  37. فرناز خودش را مینیمال نوشت : آمدم جانت به قربانم ، خیلی هم خوب آمدم

    پاسخحذف
  38. از خواهران و برادران ارجمند خواهشمند است جنگولك بازيهاي خود را درب خانه خود در بياورند.اينجا بحث علمي عرفاني پژوهشي تحقيقي مي باشد.مگر نمي بينيد كه جمعي از فضلا و ادبا جمعند و در حال تبادل فلسفه.
    خواهر بهانه، همان به كه شما در كار شيشه و شيره باشيد و حمايتها از برادر رضا
    برادر ميلاد شما هم در كار آن خروس مزخرفتان باشيد كه ملالي نيست جز حضور پر رنگ شما.باشد رستگار شويد.
    با عمو نگاه در آنجا منتظر شما و داريوش هستيمها.تنباكو از شما زغال از ما;)))))

    پاسخحذف
  39. @م.پارسا
    بیا یه چیزی به نگاه بگو
    کاراشو داره میندازه رو دوش من
    نمیذاره بیام شیطونی کنم
    هی میگه کمکم کن
    تازه گفته بهت بگم من عمرا با تو قرار بذارم پارسا ، مگه اینکه خاله هم بیاد

    لووووووووووووول

    پاسخحذف
  40. پارسا@حالا چرا میزنی؟
    خوب الان یکی هم واسه تو مینویسم
    پارسا به نگاه خونده اینا رو:
    تا از در اومد !!بوی گل اومد
    بوی بهار و سوز دل اومد
    نشست موهاشو شونه کرد این دلو باز دیوونه کرد
    دل که پی بهانه بود!شکایت از زمونه کرد..
    [ایکون معین]!

    پاسخحذف
  41. عمو نگاه@
    خوبه همين جوري رد گم كن.(اينا رو يواشكي بخون)

    والا چه معني داره تنها بريم. ميگم اصلا نريم.

    (اينا رو هم يواش بخون)يه جور بپيچون .از در پشتي فرار كن

    پاسخحذف
  42. بهانه@
    چيه براي ميلاد شهره و رقص و آواز
    به ما كه رسيد هر چي كور و كچل و مَرده؟

    پاسخحذف
  43. نگاه دیگه سر به راه نشو
    یه وقت از قاصدک جدانشو..!!

    پاسخحذف
  44. م.پارسا@
    رقص و اواز میخوایی خاله؟الان یکی مناسب سنت میذارم:
    مسواکو بر میدارم...رویش خمیر میمالم ...به دندونام میمالم
    بگم چه جور عزیزم؟
    این جوری این جوری این جوری
    این جوری این جوری این جوری!!!

    پاسخحذف
  45. خب با عرض پوزش از استاد ماندالايز و استادزروان بعد از ديدن اين پيامهاي بازرگاني به بحث خلقت مي پردازيم.
    جناب استاد ماندالايز بحث به اينجا رسيد كه تبيين وحدت وجود كوانتوم و وحدت وجود ايراني را چگونه مي توان جمع نمود و ارتباط آن با ماهرويان كه استاد الهام فرمودند چگونه توجيه پذير است.

    همچنين در حين توضيحات استاد ماندالايز از استاد نگاه خواهشمنديم تا درباره نظريه اينجانب منبي بر حضور انسانهايي از گونه هاي مختلف و از فضاهاي مجازي همچون ميني ماليده و به كسي نگو در مكاني خارج از اين جو همراه با آلات زيانبار تفكر نموده و نتايج را محرمانه اعلام دارند.

    پاسخحذف
  46. ***

    @ همه

    این کامنت مختص پست بالا نیست ، شاید اصلا به پست بالا مربوط نباشد .
    به نظر من زیاد از حد ابهام آلود نوشتن ، اصلا قشنگ نیست ، دافعه ایجاد می کنه ! در حالی که اثر هنری باید جاذبه داشته باشه و هر کس بتونه به قدر فهم خودش یه برداشتی داشته باشه ، یا حداقل متوجه زیبایی کار بشه ، نه اینکه برای مخاطب عام صرفا کلماتی رو در کنار هم قرار بدیم !حتی اگر نوشته غیر قابل فهم باشه باید جاذبه های دیگه داشته باشه . به نظرم توی به کسی نگو نه تنها به سمت صریح نوشتن نمی ریم بلکه داریم به سمت گنگ نویسی پیش می ریم و غالبا این نوشته های گنگ از زیبایی های ادبی هم برخوردار نیست !

    این نظر منه و معتقدم این روند به پیشرفتمون ضربه می زنه ، چون حسن مینی مال به ایجاز و اختصاره ، یعنی در عین کوتاهی ، گویا باشه ، نه اینکه برای توضیح هر کدوم مجبور باشیم مثنوی بنویسیم . کامنت دونی به کسی نگو هم داره تبدیل می شه به کلاس تست هوش !

    ***
    Elham
    ***

    پاسخحذف
  47. الهام @
    كاملا موافقم.يه بار اينو توي يه كامنتي گفتم.
    ولي شايد لازم باشه هر پستي رو كه مي خونيم همه جوانبش رو در نظر بگيريم .مثلا يادمه اسپايدر مرد يه روز يه عكس گذاشته بود از دوربين عكاسي سوني كه خودش چهره آدم رو شناسايي ميكنه و جالب اينكه اونا رو با مربع سبز نشون ميده.و تيترش يه چيز توي اين مايه ها بود كه"سوني دوربين شناسايي اغتشاش گران را ساخت" اگه تيتر رو نمي خوندي حتما چيز مسخره اي ميومد ولي اون پست از بهترين پستهاي اسپايدر مرد بود
    من از پست خودم مي تونم اينجوري دفاع كنم كه با خوندن تيتر همه چيز معلومه.من يه متن گنگ نوشتم ولي كليد اونو توي تيتر گذاشتم.

    پاسخحذف
  48. @ همه

    آقا من با اجازه خاله قاصدک و بزرگترهای وبلاگ یک گروه تو گوگل به آدرس زیر درست کردم که اگر موافقید بحث های راجع به مینیمال و وبلاگ و نویسنده ها را توی آن انجام بدهیم و کامنت ها را مختص نظر راجع به آن پست قرار بدهیم اینم آدرسشه
    http://groups.google.com/group/bekasi-nagoo?hl=en

    هر کی خواست در مورد مسائل فنی و این چیزها بحث کنه بسم الله.

    پاسخحذف
  49. از بچگی همینطور بودم ! توی هر مغازه سوت و کوری که پا میزاشتم پر مشتری میشد.




    لوووووووووووووووول

    پاسخحذف
  50. عمو ميلاد@
    يه نگاهي به كامنتاي پستهاي قبل بنداز.اينجا زير 3 رقمي كامنت نيست .اين چند روز فرشاد و نگاه و حياط خلوت و كمياب و بقيه كار دارن نيستن وگرنه ما هميشه اينيم لوووووووول

    خاله قاصدك @ميگما اين ميلاد بچه باحاليه ها مي خواي فرار مغزها كنيمش از اونجا به اينجا؟

    پاسخحذف
  51. م.پارسا @
    حاجی اون موقع که ما اینجا بودیم شما کجا بودین آخه؟
    لوووووووووول
    شما تاریخ وبلاگ خودتونم نمیدونین؟ این خیلی بده (با لحن احمدی نژادی بخون)

    پاسخحذف
  52. الهام @

    با تمام احترامی که برای برداشتت قائلم اما کاملن باهاش مخالفم و فکر میکنم شما از مینیمال فقط ظاهرشو عنوان کردی
    اینکه باید کوتاه و مختصر و مفید باشه
    اینکه باید زیبایی هم داشته باشه جزئی از دم دست ترین تعاریف مینیماله و باید ، باید یک متن مینیمال باتمام کوتاهیش جهانی رو در خودش داشته باشه و حتی اگه بخوام مثالهای درخشانی رو از نویسندگان مینیمال بیارم متوجه میشید که برای یه مینیمالی که مثلن ریموند کارور نوشت بالغ بر 2000 صفحه تفسیر رفت روش و این نه تنها از ارزش و اصالتش کم نکرد بلکه الگویی شد که مینیمال علاوه بر چیزهای برشمرده شده به چیزهای خیلی مهمتری احتیاج داره از جمله ابهام چند بعدی بودن درگیر نمودن مخاطب ضربه زنندگی و ...
    ومن فکر میکنم اینکه صراحت نوشتار داشته باشیم یا ساده بنویسیم و سطح نوشتن ها رو پایین بیاریم تا همه بفهمند خیانت به ذات مینیماله و میشه به جای پایین اوردن عمق نوشتارها مخاطبینمون سعی بیشتری کنند تا سطح خواندن و درکشون رو بالا ببرند .

    پاسخحذف
  53. @م.پارسا
    خاله جان میلاد اول اینجا بود
    یه پست گذاشت و بعدشم استعفا داد رفت !!
    بله ، بچه ی باحالیه

    @زروان
    من یه فکری واسه این کردم خاله
    یه وبلاگ خصوصی واسه نویسنده ها راه انداختم
    به خدا این مدت خیلی سرم شلوغه
    مریض هم که شدم کلا از تب و تابش افتادم
    این روزا راهش میندازم
    مرسی برای ساختن گروه
    ایده ی جالبیه
    خیلی خوشم اومد

    پاسخحذف
  54. ***

    @ ماندالایز
    ممنون بابت توجهتون

    باید بین دو موضوع تفاوت قائل بشیم . یکی عمیق بودن ، دیگری گنگ بودن !

    نوشته عمیق نوشته ای هست که خواننده با مطالعه اون برداشتی رو ازش می کنه ، ولی بخوبی می فهمه که متن خیلی عمیق تر از این هاست . شاید یه جورایی مفاهیم دور و نزدیک ، یا مثلا سطح و عمق منظورم هست . سطح و عمق هیچ کدوم نباید فدای همدیگه بشن .

    نوشته عمیق مثل یک دروازه هست ، دروازه ای که به روی خواننده گشوده می شه ، دروازه ای رو به معنا که خواننده رو وارد شهری می کنه که به فراخور استعدادش خونه های اون شهر رو کشف می کنه و من خودم بارها در رابطه با بعضی پست های خود شما این تعبیر کشف کردن رو به کار بردم. اما نوشته گنگ نه تنها دروازه ای رو به ذهن خواننده باز نمی کنه ، بلکه خواننده رو به بن بست می کشونه . بن بستی که تلاش خواننده برای رهایی از اون بی نتیجه هست !!!

    شایدم اشکال از منه ، ولی من توی به کسی نگو ده ها بار توی این بن بست ناخوشایند افتادم که هیچوقت چنین احساسی رو هنگام خوندن مثنوی یا قرآن نداشتم !!!

    گفتم مثنوی و قرآن ، نه بخاطر اینکه بگم ما باید مثل اونا بنویسیم ، بلکه بخاطر اینکه بگم مثنوی با همه اینکه می گن سخت درک می شه و می گن دریایی از معنا هست و قرآن که حضرت علی برای هر حرفش و هر کلمش ساعت ها تفسیر ارائه می کردند که عمرا ما به این راحتی ها نمی فهمیم ، ادم رو در چنان بن بستی نمی اندازن که بعضی از این پست ها !!!


    باید بین ترجمه زبان فرانسوی به زبان فارسی که اصلش برای آدم خیلی بی معناست ، تفاوت قائل شد ، با کتابی که در تفسیر یک بیت از مثنوی معنوی نوشته می شه !


    با تشکر فراوان


    ***
    Elham
    ***

    پاسخحذف
  55. ***

    @ ماندالایز
    راستی یادم رفت بگم که من در کامنت اولم گفتم "ایجاز" که هم دلالت بر ظاهر داره و هم بر محتوا !


    ببخشید پرگویی شد !
    :D

    ***
    Elham
    ***

    پاسخحذف
  56. @ خاله قاصدک
    خاله تکی به خدا .یک دونه ای !دردونه ای .

    @ الهام و ماندالایز

    من گل لقط کردم دیگه . گفتم گروه ساختم واسه بحث های فنی :))

    من با نظر الهام در مورد لایه لایه بودن موافقم . در نگاه اول باید یک کلید را به مخاطب داد. به نظرم مخاطب وظیفه نداره که بشینه و پیچیدگی های ذهن ما را کشف کنه . پست پارسا به نظرم این کار را کرده. البته این نافی این نیست که لحظه های خاص شخصی را ننویسیم این هم یک سبک از نوشتنه بعضی نوشته هاش خوب درمیاد بعضی نمیاد. به نظر من اصرار عمدی بر پیچیده نویسی خوب نیست. گاهی موضوع پیچیده است و تو نمی توانی تقلیلش بدهی.تو مثنوی هم مطالب دشوار فهم هست.مثل همین ماهی از سر گنده گردد نی ز دم .تو دیوان شمس که تا دلت بخواد از این چیزها هست.مقوله قران جداست.مخاطب قران فرق داره
    اگر شطح را اولین نوع مینیمال ایرانی بگیریم ریشه مینیمال ایرانی اتفاقا از نمادی نوشتن و معانی پیچیده عرفانی است. حالا این تقسیم بندی ابداعی من را کی قبول داره بماند.

    پاسخحذف
  57. به به بازم تولده
    مبارك باشه م.پارسا جان

    بسيار خوش بيامدي

    پاسخحذف
  58. برات يه زندگي پر از نشاط و اميد رو آرزو مي كنم و اينكه چراغ نوشتنت هميشه روشن باشه

    پاسخحذف
  59. حياط خلوت
    تولد چيه ديگه.الان كه تولدم نيست
    زروان@
    يه توضيح مي دي لطفا پست من چه جوريه بالاخره .اين نوشته باعث ميشه شخص بشينه و پيچيدگيهاي ذهن من رو كشف كنه ؟ يا كليد بهش دادم؟

    پاسخحذف
  60. @ پارسا
    فکر کنم من نمی تونم به این سوال جواب بدم چون از نظر من اصلا پست پیچیده ای نبود.منتهی کسی که پس زمینه عرفانی نداشته باشه تو درکش دچار مشکل میشه.به نظرم توش دست نبر قشنگه.پستت کلید داره ولی کلیدش زیر جاکفشیه :) آشنا می تونه پیداش کنه.گاهی آدم می خواد فقط آشنا بره تو خونه.به هر حال میل خودته من که خیلی دوستش دارم

    پاسخحذف
  61. زروان@
    منم تو رو دوست دارم
    به قول ميلاد
    بوسي بوس:))))
    به نظر من بعضي ها شاه كليد دارن از هر دري تو ميرن چه باكليد چه بي كليد.

    پاسخحذف
  62. @م.پارسا و زروان
    سلام

    @م.پارسا
    کامنت خصوصی برات گذاشتم تو وبلاگت

    پاسخحذف
  63. @ پارسا
    عمو دل به دل راه داره . منم هزار تا بوس
    @ خاله
    سلام گرم ما را در این روز زمستانی پذیرا باشید

    پاسخحذف
  64. ***

    @ م.پارسا و زروان
    من که اول کامنتم گفتم زیاد ربطی به این پست نداره ! آخه توی عنوان این پست همه چیز روشنه !!!! ابهامی هم که باقی می مونه به دریافت های متعدد آدم ها بر می گرده !

    ***
    Elham
    ***

    پاسخحذف