آذر ۱۸، ۱۳۸۸

بانگ شباهنگ

با پود غم به تار دلم چنگ مي زني
سازي شكسته داري و آهنگ مي زني
آيينه هاي زخمي زنگار عشق را
يك يك به نام عاطفه بر سنگ مي زني
پس كوچه هاي قلب مرا خوب گشته اي
اين چند گام فاصله را لنگ مي زني؟
با آن همه خرابي و شب هاي بي شراب
بي من چگونه باده گلرنگ مي زني
اي آشناي درد بگو دور از آن نگاه
آيا دوباره بانگ شباهنگ مي زني
حتي اگر غريبه شدم در نگاه تو
بر خاطرات كهنه چرا ننگ مي زني
امشب صداي ناله ساز و دوباره باز
با پود غم به تار دلم چنگ مي زني

۵ نظر:

  1. مثل هميشه عالي و پر از احساس

    پاسخحذف
  2. ***

    خیـــلــی زیبا بود

    عالی بود

    ..............
    از این بیت خیلی خوشم اومد :

    حتي اگر غريبه شدم در نگاه تو
    بر خاطرات كهنه چرا ننگ مي زني

    ***
    Elham
    ***

    پاسخحذف
  3. شما هم ما رو با اين شعرهات خوب مي زني داداش

    پاسخحذف
  4. خیلی زیبا بود.به یاد امشب به قصه دل من گوش می کنی افتادم.همیشه این چندگام فاصله آخر را لنگ می زنیم.

    پاسخحذف